اونکه براش میمردم گل رو خاکش گذاشتم کاشکی دوستش نداشتم
 زندگی سخت است اما انسان از او سخت تر است
 آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

 
آموخته ام که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند
 آموخته ام که پول شخصیت نمی خرد
 
آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند 
 
آموخته ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
 
آموخته ام که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد
آموخته ام که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
 
آموخته ام که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
 
آموخته ام که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم
 آموخته ام که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
 
آموخته ام که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را
تصاحب خواهد کرد
 
آموخته ام که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم
 
آموخته ام که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد
 آموخته ام که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم
 
آموخته ام که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید
 
آموخته ام که بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته می شود، و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد
 
آموخته ام که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم
 
 
منبع(مجله موفقیت)
|+| نوشته شده توسط مصطفی در جمعه 8 آذر1387  |
 التماس 2آ
                       سلام به دوستای گلم

عزیزای من از عنوانم معلومه که چی میخام بگم

من دارم تلاش میکنم که تاریخ اعزامم را ۲ماه عقب بندازم

یعنی امروز میرم

فقط ۲آکنین بشه

از همتون ممنونم

ایشالا همیشه شاد باشین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در شنبه 11 آبان1387  |
 یک خبر خووووووووووووووووووووووووووب
                        سلام به دوستای گلم

بازم شرمنده شماها هستم

ولی باور کنید خیلی سرم شلوق بود

کارم زیاد شده وشبا دیگه نای آپ کردن نداشتم

ولی الان یه خبر توووووووووووووووپ برا سربازا مثل خودم دارم

خدمت سربازی از آبان۱ماه و از آذر۲ماه کم میشه

یعنی دقیقا من که اعزام میشم ۲ماه خدمتم کم میشه

کلن ۱سال ونیم باید خدمت کنم

گلای من من هیچ ترسی از خدمت ندارم

واتفاقا دارم با اشتیاق میرم خدمت

چون هر چیزا که سخت بگیری به خود آدم سخت میگزره

فقط برام ۲آکنید که توی شهر خودم باشم

که حداقل بتونم کارم بکنم

ایشالا همیشه شاد باشین

منم ۲آکنید

ممنونم از همه که تنهام نمیزارین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه 24 مهر1387  |
 دارم میرم خدمتتتتتتتتتتتتتتتت
سلام به دوستای گلم

من واقعا شرمندم که طول کشید تا آپ کنم

و شاید چند تایی از دوستام اومدن خبر بدن و صفحه نظرات باز نشده

من واقعا این چند وقت درگیر بودم

خدارا شکر کارمون باز زیاد شده

و خوب ماه مبارک رمضان اجازه نمیده که آدم تا دیر وقت بیدار باشه

یه خبر دارم که خوب نمیدونم خوب،بد،یا به هرحال

من ۱۸/۹ اعزامم

میرم خدمت

به قول بزرگترا این شتریه که دره خونه همه پسرا خابیده

هرچی زودتر بریم بهتره

فقط اینکه چه جوری دوریه شما گلارا تحمل کنم نمیدونم

خیلی بهتون عادت کردم

البته هنوز ۳ماه مونده

برام ۲آکنین

اینم یه شعر که از این حال و هوا در بیایم

تا که بودیم نبودیم کسی                 کشت ماراغن بی همنفسی

تا که رفتیم همه یارشدند                 خفته ایم و همه بیدار شدند

قدر آیینه بدانیم چو هست               نه درآن وقت که اقبال شکست

 

شاد باشین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در جمعه 29 شهریور1387  |
 به یاد بهترین روزهای زندگیم
یادم میاد...........

آره خیلی گرفته بودم،خیلی گرفته بودم،خیلی ناراحت،خیلی،خیلی

توی روزای آخر فصل گرم تابستون بود

شب خابیدم، خاب یه عزیزیا دیدم که از پیش ما رفته بود

که همش بهم میگفت:فردا خیلی روز خوبیه،حتما خوشحال تر از امروز هستی

از صبح که بیدار شدم همش منتظر بودم

منتظر یه اتفاق خوب

شب شد...........به خودم خندیدم،گفتم حتما خیالاتی شدم

توهمین فکرا بودم که یه نفر اومد گفت:

که یه نفر هست که توی این دنیای بزرگ میخاد خوشحالت کنه

خیلی خوشحال شدم پیش خودم فکر میکردم دیگه به دستش آوردم

اولین چیزی که به فکرم رسید خواب شبه قبلم بود

ولی چیزی که ناراحتم میکرد

این بود که اون عزیز داشت از من دورمیشد و به یه شهر دیگه میرفت

با این حال فقط خوشحال بودم که حداقل اونا به دست آوردم

یک سال از هم دور بودیم،وای که چه یک سالی بود

ولی خوشحال بودم که فقط یک ساله و بعد دیگه پیشمی

و بیشتر خوشحال که میدونستم دیگه ازم دور نیستی

قافل،قافل از اینکه ۲سال بیشتر طول نکشید

اون ۲سال خیلی زود گذشت

رفت و فقط ازش برام یه خاطره قشنگ مونده

نمیدونم چی شد تو منا تنها گذاشتی، تنهای تنها

الآن ۲سال از اون جدایی گذشته

وای که چند ماه اول به من چند قرن گذشت

خیلی ناراحت بودم که تورا از دست دادم

خیلی ناراحت بودم که همه زندگیما باید فراموش میکردم

ولی خوشحال از اینکه بزرگترین تجربه زنگیم تو بود

الآن ازت ناراحت که نیستم هیچ ازت ممنونم هستم

به خاطر همه چیز ازت تشکر میکنم

برات ۲آ میکنم

ایشالا انقدر خوشبخت باشی

که هیچ وقت حتی برای یک لحظه

 

                              به یاد من نیفتی

گلم خدا نگهدارت

 

http://asalfarah.blogfa.com/

دوستای گلم

به این آدرس سر بزنید و نظر بدید

از دوستای جدید منه

البته مثل همتون گله

ممنون میشم ازتون

شاد باشین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه 3 شهریور1387  |
 من عمو شدم
                    سلام به دوستای گلم

البته با تاخیر میگم

من روز ۵شنبه عمو شدم

خیلیییییییییییییییییی خوشحالم

یه پسر کاکل زری

که بیشترم شکل خودمه

البته الان یه کوچولو حال نداره

براش ۲آ کنین زودتر خوب بشه

من چند روزی میرم مسافرت

اگر بتونم حتما میام و بهتون سر میزنم

شاد باشین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در سه شنبه 22 مرداد1387  |
 نیایش
                          خدایا...............خدای من

ای که همیشه مرا عاشقانه هدایت کردی

به تو نیاز دارم محتاج آن مهروعشق بی حدوکرانت هستم

                                   خدای من

خدای من خواهش میکنم راه به من نشان بده

مرا به سویی ببر که تنها......خوبی......عشق......و پاکی باشد

خدا.......!ازصمیم قلبم......قلبی که همیشه به امید مهربانی تو  می تپد

از اعماق وجود فریاد میزنم........و تورا برای هدایت می خانم

هدایتم کن.......!هدایتم کن به سویی که عشق باشدخوبی ومهربانی

هدایتم کن به سویی........به راهی که انتهایش نور باشد

نور.......نوری که از عشق تو می تابد

هدایتم کن به راهی که آرامش رادر قلب و جانم بچشم

مگذار خطا کنم جانا......!مگذار خطا کنم بزرگوارا.......!مگذار خطا کنم مهربانا

 

با من باش.....مراقب من باش....همراهم باش

 

سلام دوستای گلم

من بازم آپ میکنم چون توی همین درگیر بودن برای رفتن

یا موندن

چند تا دوست خوب پیدا کردم

از این به بعد

فقط کسایی که از آپ کردنشون خبر میدن سر میزنم

اگر کسی خبر نده سر نمی زنم

شاد باشین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در شنبه 12 مرداد1387  |
 خسرو شکیبایی در گذشت
سلام دوستای گلم

 

من تو شکم

 

از ظهر تا حالا

 

واقعا این استاد بزرگ سینما......

 

هنوزم صدای زیباش توی گوشم هست

 

چقدر با کاست شعرهای سهرابش

 

خاطره دارم من

 

گرمی صداش هر دلی را بدست می آورد

 

بله درست فهمیدین

 

 

خسرو شکیبایی در گذشت

 

من از طرف خودم و همه بچه های وب نویس

 

به خانواده گرامیشان تسلیت میگم

             

              

           روحش شاد یادش گرامی 

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی در جمعه 28 تیر1387  |
 تعطیل شد
                         سلام

دوستای گلم

از همتون ممنون شرمندم کردین

ولی اگر یه نگاه به تعداد نظرات بندازین

متوجه میشین

من این کارا کردم ببینم

انقدر برای دویتام ارزش دارم

که خوب.............................

بی خیال

دریا جان حذف نمیکنم

هستم

فقط سر میزنم

از همه ممنون

شاید باز اومدم

البته میدونم که هیچ اهمیتی نداره

همتونا دوست دارم

بدجوریم بهتون عادت کردم

ولی وقتی جای کسی اونجایی که هست

نباشه باید بره

برام ۲آ کنین

شاد باشین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه 16 تیر1387  |
 اینجام تنهام
سلام دوستای گلم

از عنوان معلومه که ناراحتم

آدمی نیستم که همش گلگی کنم

ولی خوب................................

روزی که وبم را باز کردم

همونجوری که از در باره وبلاگم پیداست

اومدم که حرفهای نگفتما بگم

تا شاید از مقدار ناراحتیهام کم بشه

خیلی خوب بود

واقعا شماها همیشه حالا کم یا زیادش مهم نیست

ولی همیشه بودین

با اینکه سرم خیلی شولوق بود

کارم زیاد بود ولی از اینجا دل نمیکندم

شاید شبا ۱ساعت کمتر بخابم

ولی باید اینجا بیام تا دوستایی که احترام گذاشتن

و خبرم کردن حتما بهشون سر بزنم

بعضی وقها هم شرمنده میشم و دیر میشه

که شرمنده همه دوستای گلم هستم

ولی خوب چند روزی هستش که

به این فکر افتادم که

حتی اینجا هم من تنهام

خیلی از دوستایی که سر میزدن

دیگه نمیزنن

و به این نتیجه رسیدم که

 

وبم را ببندم

اگر دوست دارین بمونم

نظر بزارین

اگر تا ۱۵تیر تعاد نظرات به ۱۰۰نرسید

متوجه میشم که نخاستین تو جمعتون بمونم

و حتما میرم

با اینکه واقعا به همتون عادت کردم

برای همتون آرزوی موفقیت میکنم

شاد باشین

در پناه حق

|+| نوشته شده توسط مصطفی در شنبه 1 تیر1387  |
 
 
بالا